تبليغاتX
ترانه های هیچ کس
وقتی ترانه توی خودم شکل می گرفت

ای واسه من مثل هوا ای وسه من مثل نفس

تو جرئت رهایی پرنده ای از تو قفس

دلم گرفته از همه از این روزای بی کسی

ای هم قبیله هم صدا پس کی به دادم می رسی؟

تو غربت ثانیه ها من به تو محتاجم و بس

نذار که خاطراتمون دس توی دست غم بدن

نذار که باز فاصله ها دستامونو به هم بدن

کاری نکن که رد پام حتا به رویات نرسه

کاری نکن بمیرم و دستام به دستات نرسه

کاری بکن که بغض من بشکنه رو شونه ی تو

کاری بکن دل نکنه بوسه هام از گونه ی تو

 

من جاده م آخرش باید به شهر چشمات برسم

من و تو تقدیر همیم به عشق پاکمون قسم

پویا آریانا ۴/۱۲/۸۶

یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 9:54  توسط پویا آریانا |