![]() |
![]() |
|
| وقتی ترانه توی خودم شکل می گرفت |
|
بی تو اون آیینه رو دیوار خونه
نمی تونه نشکنه نه نمی تونه تو که نیستی درا درمونده و گیجن یا بدون تو دل پنجره خونه دیوارا از غم دوریت طبله کردن ساعت دیواریمون غرق جنونه سقف خونه داره می ریزه عزیزم بی تو چی می تونه رو پاهاش بمونه؟ تو که رفتی خونه مون خونه نشین شد کوچه مون زندونیه دست خزونه
هم ترانه همنفس هم خونه ی من بر ندار سایه تو از سر زمونه پویا آریانا |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:55 توسط پویا آریانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
پویا آریانا(من هیچ وقت شاعر می شوم) پویا آریانا(ترانه های اینوری/ترانه های روز ایران) پویا آریانا(شیشه بر مشت/غزل های پیشروی من) کلبه ی ترانه |
|
RSS
|